السيد جعفر السجادي
147
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
عينى خارجى نمىباشد و گويند اگر تشخص از امور موجودهء در خارج باشد ناچار آن هم متشخص خواهد بود و در تشخص احتياج به تشخص ديگرى خواهد داشت و اگر آن هم در خارج موجود باشد تسلسل لازم مىآيد و باز گويند اگر تشخص موجود در خارج باشد عروض آن بر متشخص مستلزم تشخص و ممتاز بودن معروض است و اگر معروض به آن تشخص عارض متشخص شود دور لازم مىآيد و اگر به غير آن متشخص شود تسلسل لازم مىآيد . صدرا گويد : آنچه شىء به آن متشخص مىشود داراى ماهيت كلى نيست تا آنكه نياز به تشخص زايد داشته باشد و تسلسل لازم آيد بلكه مايهء تشخص امر ذاتى است و امور به ذات خود از يكديگر ممتاز و متشخص مىشوند نه به امور زايده و مشاركت امور با يكديگر در بعضى از مشخصات در مفاهيم است و آنها از اعتبارات عقلىاند و عروض تشخص بر ماهيات اشيا از قبيل عروض جنس و فصل است بر انواع كه آن عروض در عقل است و الا در خارج عروضى نيست و در حقيقت تشخص در خارج امرى جداى از متشخص نيست تا احتياج به امرى ديگر داشته باشد و دور و تسلسل لازم آيد . « 1 » و بالجمله ما به التشخص هر چيزى نزد صدرا وجود آن چيز است و عبارت از نحوهء وجود آن است و تشخص تمام موجودات به وجود خاص آنها است و امتياز اشيا و موجودات از يكديگر به مراتب وجودى است و همان مراتب است كه افراد را از يكديگر ممتاز و مشخص كرده است و هر موجودى در هر موطن كه باشد تشخص او عين وجود خاص او است چنانكه موجودات خاصهء خارجى متشخصاند به وجودات خاص خارجى و موجودات ذهنى متشخصاند به نحوهء خاص وجودات ذهنى آنها و موجودات خيالى متشخصاند به نحوهء خاص خيالى و وجودات مثالى متشخصاند به نحوهء خاص وجود مثالى و همينطور وجودات عقلى و بالأخره وجودات اخروى . ملا صدرا در شواهد الربوبيه با ترتيب چند مقدمه گويد : آنچه امور را متشخص مىكنند نفس وجود آن چيز است . وى در مقدمه و اصل اول گويد : « 2 » تعين و تشخص اين بدن از آن حيث كه بدن اين نفس است به همين نفس است ( كه صورت كماليهء او و جاودانى و باقى و غير قابل تبديل و زوال است ) هر چند تركيب بدن ، تبديل و تغيير پذيرد و همچنين تعين و تشخص اعضاى بدن از قبيل دست و انگشتان مخصوص ، همواره به تبعيت نفس و تعين او است . اصل دوم : تشخص هر چيزى همان وجود مخصوص به او است خواه مجرد و يا مادى باشد و اما اعراض ، همگى از لوازم تشخصاند نه از مقومات تشخص و لذا جايز است كه كميات و كيفيات و اوضاع شخص خاصى مانند يك انسان يا يك حيوان از صنفى به صنف ديگر و يا از نوعى به نوع ديگرى تبديل يابد و شخص مزبور به عينه باقى بماند .
--> ( 1 ) شواهد ، ص 184 و اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 10 - 17 . ( 2 ) همان .